| نامه اي به امام زمان |
|
|
| جمعه 2 شهریور1386
|
|

نامه اي به امام زمان(عج) به مناسبت ميلاد بزرگ نيمه شعبان
سلام حال همه ی ما خوب است خلاصه ی هرچه همین حوالی عصمت تا یادم نرفته است بگویم خواب دیده ام خانه ای خریده ای بی پرده، بی پنجره، بی در، بی دیوار می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است اما تو لااقل گاهی هر از گاهی ببین اون طرف ها کسی بیقرارت هست یا نه؟ دیگر از این همه سلام زخم شده بر آداب رفت و آمد مردمان خسته ام پس کی می آیی؟ به رویای آمدنت در این خانه قناعت کنیم؟
همه می گویند کی می آیی؟ فلانی و فلانی اوف از این روزهای کند طولانی پس کاش کسی می آمد لااقل خبری می آورد.
روز احتمالاً اتفاقی تازه در ادامه ی شب است اگر با تمام وجود بخواهی که روز شود روز می شود حتماً
اصلاً... اصلاً ولش کن برویم سر مطلبی ساده می بینی چه بیقراریم من که درد می کشم از دست فراق و قلیلی کلماتی همینطوری
بیقرارم بیقرارم می خواهم بمانم می خوام بروم بو به همین عصرهای عجیب آدینه ی عدالت همه جا پر است پر است از سوال و سکوت سکوت و کپن
گلایه گمان نان پچ پچ این وآن کوچه ها مغازه ها مردمان چادر نمازی نخ نما بر بند درخت ایوانی آن بالا راه بلد قصه ی ما می گفت:« دقت کنید.. صدای کندن گور می آید.»
راستی این همه چرت و پرت عجیب قشنگ با ما چه نسبتی ؟ ، چه ربطی؟ ، چه حرفی دارند ؟ نه ! اصلاً باشد برای بعد
تو که همه جا هستی توی بازار توی صف نانوایی توی مزرعه های گندم فلان روستا قبول نیست آقا دیدی گمت کردم دیدی آب آمده از سر دریا گذشت و تو نیامدی
میان ما مگر چند رود گل آلود پر گریه می گذرد تا از این دامنه تا آن دامنه که تویی هیچ پلی از اتصال دل نمی بینم بعضی ها رشوه می خواهند رفتگرها ....عیدی رهگذران .... سکوت دل با عشق
اتفاق خوب قشنگی در راه است بگو بشود به گام ها کسان می برم گمان که تویی دلم از سینه برون شد بیا من همین منه ساده تو که می دانی باور کن برای یکبار برخاستن هزار هزاربار فروافتادم
با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم که نه دیگر تنی برایم سالم بماند و نه این دل ناماندگار بی درمان
برهنه به بستر بی کسی مردن تو از یادم نمی روی خاموش به رسم رساترین شیون ادمی تو از یادم نمی روی گریبانی برای دریدن این بغض بیقرار تو از یادم نمی روی خوب کردی که از یادم نمی رویگریه در گریه
خنده به شوق گوش کن گوش کن ای تو همین حوالی در جمع من و این بغض بیقرار جای تو خالی
حالا میدانم سلام مرا به اهل هوای همیشه ی عصمت خواهی رساند از نو برایت می نویسم حال همه ی ما خوب است اما تو باور مکن دیدار ما به همان ساعت نامعلوم دلنشین خداحافظ خداحافظ.
نويسنده : نامشخص
| |
|
|
|
|
نوشته شده توسط amin&nima در جمعه 2 شهریور1386 و ساعت 21:2
[لينك ثابت] |
| |
|
| ــــــــــــــــــــــــــــ |
|
|
| پنجشنبه 14 تیر1386
|
|
آقا
من به چشمام قول دادم
چه جمعه ها كه يك به يك ، غروب شد ، نيامدي چه بغض ها كه در گلو ، رسوب شد ، نيامدي خليل آتشين سخن! تبر به دوش بت شكن! خداي ما دوباره سنگ و چوب شد ، نيامدي براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم ، نه! ولي براي عده اي چه خوب شد ، نيامدي! تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوباره صبح ، ظهر، نه! غروب شد ، نيامدي | |
|
|
|
|
نوشته شده توسط amin&nima در پنجشنبه 14 تیر1386 و ساعت 20:33
[لينك ثابت] |
| |
|
| ـــــــــــــــــــــــــــ |
|
|
| جمعه 1 تیر1386
|
آرزو کردم
که سر سبز ترین حضورت
هشتمین سین سفره وجودم شود
آخرین
روز بهار گذشت و نیامدی و
من هنوز زیر جمعه های تقویمم
خط قرمز می کشم | |
|
|
|
|
نوشته شده توسط amin&nima در جمعه 1 تیر1386 و ساعت 17:22
[لينك ثابت] |
| |
|
| ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ |
|
|
| پنجشنبه 10 خرداد1386
|
|

چه غریبونه گذشتن جمعه های سوت و کور
هنوز اما نرسیدی ای تجلی ظهور
| |
|
|
|
|
نوشته شده توسط amin&nima در پنجشنبه 10 خرداد1386 و ساعت 20:9
[لينك ثابت] |
| |
|
| ــــــــــــــــــــــــــــــ |
|
|
| پنجشنبه 3 خرداد1386
|
|

آیت الله سید محمد باقر ابطحی اصفهانی می گوید: شبی در عالم رویا امام زمان (عج) را دیدم . به ایشان عرض کردم : چه کنم که به شما نزدیک شوم؟ به زبان فارسی فرمودند: "عملت را عمل امام زمان قرار بده." من به ذهنم رسید که یعنی : در مورد هر کاری ببین اگر امام زمان (عج) این کار را می کند ، تو هم انجام بده. عرض کردم : این آرزوی من است . پرسیدم: چه کنم که در این امر موفق باشم؟ فرمودند: "الاخلاص فی العمل. در کارهای خود اخلاص داشته باش"
| |
|
|
|
|
نوشته شده توسط amin&nima در پنجشنبه 3 خرداد1386 و ساعت 20:33
[لينك ثابت] |
| |
|
| ـــــــــــــــــــــــــــــــــ |
|
|
| پنجشنبه 27 اردیبهشت1386
|
|
ببوسم خاک پاک جمکران را....

هر که به دیدار تو نایل شود یک شبه حلال مسائل شود | |
|
|
|
|
نوشته شده توسط amin&nima در پنجشنبه 27 اردیبهشت1386 و ساعت 19:58
[لينك ثابت] |
| |
|
| ــــــــــــــــــــــــــــــ |
|
|
| پنجشنبه 20 اردیبهشت1386
|
|
منتظر...
گمگشته دیار محبت کجا رود؟
نام حبیب هست ونشان حبیب نیست.... عاشق منم | |
|
|
|
|
نوشته شده توسط amin&nima در پنجشنبه 20 اردیبهشت1386 و ساعت 20:27
[لينك ثابت] |
| |
|
| ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ |
|
|
| پنجشنبه 13 اردیبهشت1386
|
|
خبر آمد خبری در راه است ...

| |
|
|
|
|
نوشته شده توسط amin&nima در پنجشنبه 13 اردیبهشت1386 و ساعت 18:56
[لينك ثابت] |
| |
|