تو فقط بخوان .......
** بسم رب النور تر از نور تر از نور**
آنگاه که از اوج تنهایی اشک هایمان پشت هم دانه دانه میشوند .....
انگاه که از بی عدالتی و ظلم دلمان به درد می اید .....
انگاه که اهی به سوزش همان گلوله هایی که هر روز سینه کودکی مظلوم را میدرد ،
از سینه مان بلند میشود ......
انگاه که نگاهمان خیره میشود به نا کجا ابادی در دور دست ها .....
انگاه که در اوج نا امیدی های روز مره لبخند میزنیم .....
از لا بلای همه این درد ها و امید هایمان تو فقط بخوان :
اللهم عجل لولیک الفرج !
.
به امید آمدن توست ، تمام لبخندهایمان .........نمی آیی ؟ !
زندگي خالي نيست : مهرباني هست، سيب هست ، ايمان هست . آري!! تا شقايق هست، زندگي بايد كرد . در دلم چيزي هست، مثل يك بيشهء نور، مثل خواب دم صبح و چنان بيتابم، كه دلم مي خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر كوه . دورها آوايي است، كه مرا ميخواند
آرزو ریشۀ حیات ماست . اگرچه این ریشه حیات ما را به تدریج می سوزاند . ولی همین ریشه مایۀ زندگی است .
خشكی چشم ها از قصاوت دلهاست قصاوت دلها از زیادی گناهان زیادی گناهان از آرزوهای طول و دراز آرزوهای بلند از فراموشی مرگ است و فراموشی مرگ از حب دنیاست و حب دنیا سرچشمه همه گناهان است

|