| شعر سفر |
|
|
| یکشنبه 31 تیر1386
|
همه شب با دلم کسی می گوید «سخت آشفته ای زديدارش صبحدم با ستارگان سپید می رود، می رود، نگهدارش»
من به بوی تو رفته از دنیا بی خبر از فریب فرداها روی مژگان نازکم می ریخت چشمهای تو چون غبار طلا تنم از حس دستهای تو داغ گیسویم در تنفس تو رها می شکفتم ز عشق و می گفتم «هر که دلداده شد به دلدارش ننشیند به قصد آزارش برود، چشم من به دنبالش برود، عشق من نگهدارش»
آه، اکنون تو رفته ای و غروب سایه می گسترد به سینهء راه نرم نرمک خدای تیرهء غم می نهد پا به معبد نگهم می نویسد به روی هر دیوار آیه هائی همه سیاه سیاه

| |
|
|
|
|
نوشته شده توسط amin&nima در یکشنبه 31 تیر1386 و ساعت 19:12
[لينك ثابت] |
| |
|
| ــــــــــــــــــــــــــــ |
|
|
| پنجشنبه 14 تیر1386
|
|
آقا
من به چشمام قول دادم
چه جمعه ها كه يك به يك ، غروب شد ، نيامدي چه بغض ها كه در گلو ، رسوب شد ، نيامدي خليل آتشين سخن! تبر به دوش بت شكن! خداي ما دوباره سنگ و چوب شد ، نيامدي براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم ، نه! ولي براي عده اي چه خوب شد ، نيامدي! تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوباره صبح ، ظهر، نه! غروب شد ، نيامدي | |
|
|
|
|
نوشته شده توسط amin&nima در پنجشنبه 14 تیر1386 و ساعت 20:33
[لينك ثابت] |
| |
|
| HAPPY MOTHER'S DAYS |
|
|
| پنجشنبه 14 تیر1386
|
مادر
حال من خوب است
بگذار برای یکبار هم که شده من نگران حال تو باشم
عمر من

جنت روی زمین و باغ رضوان مادر است كفر میگویم اگر چه، دین و ایمان مادر است آنكه پیدا شد محمداز وجودش در قریش وآنكه شاهان پرورانیده به دامان مادر است آنكه ایزد داد جنت زیر پای او قرار وآنكه نامش هست والا نزد یزدان مادر است آنكه لالایی برایم شب به بستر میسرود روز و شب میكرد با من آنكه یكسان مادر است
تقدیم به مادر عزیزم
میلاد عروة الوثقی دین،خوشبو ترین یاس عالم، مهربان ترین مادر دنیا،حضرت فاطمه زهرا (س)وروز زن بر همگان مبارک باد | |
|
|
|
|
| ـــــــــــــــــــــــــــ |
|
|
| جمعه 1 تیر1386
|
آرزو کردم
که سر سبز ترین حضورت
هشتمین سین سفره وجودم شود
آخرین
روز بهار گذشت و نیامدی و
من هنوز زیر جمعه های تقویمم
خط قرمز می کشم | |
|
|
|
|
نوشته شده توسط amin&nima در جمعه 1 تیر1386 و ساعت 17:22
[لينك ثابت] |
| |
|
| جمعه |
|
|
| جمعه 1 تیر1386
|
|

جمعهء ساکت جمعهء متروک جمعهء چون کوچه های کهنه، غم انگيز جمعهء انديشه های تنبل بيمار جمعهء خميازه های موذی کشدار جمعهء بی انتظار جمعهء تسليم
خانهء خالی
خانهء در بسته بر هجوم جوانی خانهء تاريکی و تصور خورشيد خانهء تنهائی و تفال و ترديد خانهء پرده، کتاب، گنجه، تصاوير
آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت زندگی من چو جويبار غريبی در دل اين جمعه های ساکت متروک در دل اين خانه های خالی دلگير آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت...
فروغ فرخزاد

| |
|
|
|
|
نوشته شده توسط amin&nima در جمعه 1 تیر1386 و ساعت 17:6
[لينك ثابت] |
| |
|